منتظران قائم(عج)
دینی-مذهبی-علمی




لینک دوستان
لوگوی همسنگران
معبر سایبری بی سنگر

طراح قالب
معبر سایبری بی سنگر

جوان ثروتمندی نزد یک روحانی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. روحانی او را به کنار پنجره برد و پرسید:
- پشت پنجره چه می بینی؟
- آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می‌گیرد.
بعد آینه‌ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید:
- در این آینه نگاه کن و بعد بگو چه می‌بینی.
- خودم را می‌بینم.
-  دیگر دیگران را نمی‌بینی! آینه و پنجره هر دو از یک ماده‌ی اولیه ساخته شده‌اند، شیشه. اما در آینه لایه‌ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی‌بینی. این دو شی‌ئ شیشه‌ای را با هم مقایسه کن. وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می‌بیند و به آن‌ها احساس محبت می‌کند. اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می‌شود، تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره‌ای را از جلو چشم‌هایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوست‌شان بداری.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متفرقه, معیار انسانیت, مذهبی
۱۳٩٢/۱۱/٢٢ .:. ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ .:. یه بنده حقیر و ناچیز...

دانشمندی یکی را گفت چرا تحصیل علم نمی کنی؟
آن شخص گفت: آنچه خلاصه علم است به دست آورده ام. دانشمند از او پرسید: که خلاصه علم چیست؟
گفت: پنج چیز است:

اول: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگویم.

دوم: آنکه تا حلال منتهی نشود، دست به حرام دراز نکنم.

سوم: آنکه تا از تفتیش نفس خود فارغ نشدم، به جستجوی عیب مردم نپردازم.

چهارم: آنکه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هیچ مخلوق احتیاج نبرم.

پنجم: آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کید شیطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متفرقه, مذهبی, جملات حکیمانه
۱۳٩٢/۱۱/٢٠ .:. ٩:۳٧ ‎ق.ظ .:. یه بنده حقیر و ناچیز...

ملاقات با امام زمان(عج) و دیگر اولیاى الهى، نیاز به سنخیت با آنان دارد. به دست آوردن سنخیت با اولیاى الهى، نیاز به تحقق دو بعد (معرفت و عمل) دارد. اگر کسى خود را به اولیاى الهى شبیه نمود، به لقاى آنان نیز واصل خواهد شد.

قرآن درباره حضرت مهدى و اصحاب ایشان مى فرماید: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ»؛سوره حج: آیه 41. کسانى که اگر در زمین به آنان توانایى دهیم نماز را به پا داشته و زکات (به مستحق) بخشیده و به معروف امر نموده و از منکر نهى کنند.


امام باقرعلیه السلام در تفسیر این آیه مى فرماید: «این آیه براى آل محمد است؛ یعنى، مهدى(عج) و اصحاب او».تفسیر قمى: ج 2، ص 87. در نتیجه اگر ما هم مى خواهیم از اصحاب و یاران آن حضرت باشیم، باید به امور مذکور اهتمام ورزیم.

وظیفه منتظران

1. معرفت:
       اولین شرط انتظار معرفت است؛ تا انسان میهمان خود را نشناسد و از خصوصیات خوب او مطلع نباشد، منتظر او نخواهد شد.

2. محبت به امام زمان علیه السلام
       وظیفه دیگرى که منتظران آن حضرت دارند این است که باید دوستى و محبت امام عصر (عج) را در خود ایجاد کنند و آن را افزایش دهند.

بقیه در ادامه...


ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مذهبی, امام زمان(عچ)
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ .:. ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ .:. یه بنده حقیر و ناچیز...

چرا اعلام زمان ظهور نهی شده است؟

در این روزها، نویسندگان زیادی اقدام به مشخّص کردن زمان ظهور امام زمان(ع) کرده‌اند. این خود، نشان‌دهندة اشتیاق و لحظه‌شماری مردم برای زودتر تحقّق یافتن بشارت‌های نبوی(ص) است که طبق آن، صفحات تاریخ دگرگون می‌شود و جهت حرکت بشریّت را از ستم و بی‌عدالتی به سمت عدالت و دادپروری تغییر می‌دهد. این کار، یا از عشق زیادشان به حضرت بقیّـةالله(ع) سرچشمه می‌گیرد یا از ناآگاهی آنها از حقایق واقعی.
حقیقتی که باید بدان توجّه داشت، این است که ائمة اهل‌بیت(ع) با وجود آنکه بسیار، از امام مهدی(ع) سخن گفته و ویژگی‌های دوران ایشان و نشانه‌های ظهورش را برشمرده‌اند، امّا از بیان زمان ظهور خودداری کرده و حتّی مردم را از مشخّص کردن زمان خاصّی برای ظهور ایشان، نیز نهی کرده‌اند. امامان(ع) به ما دستور داده‌اند، هر کس را که از زمان ظهور خبر می‌دهد، تکذیب کنیم، زیرا زمان ظهور یکی از اسرار الهی است که خداوند بزرگ، با حکمتی، آن را از مردم پوشیده و پنهان نگاه داشته است.

در زیر برخی نمونه‌های توقیت و تعیین کردن زمان ظهور را بیان می‌کنیم:

1. عبد محمّد حسن، در کتاب خود: "اقترب الظّهور" با استناد به برخی احادیث اهل‌بیت(ع) و تطبیق آن با اوضاع و احوال جهان می‌نویسد: "زمان ظهور امام نزدیک شده است و امام در روز شنبه 10 محرم سال 1429 ق. برابر با 19 ژانویة 2008 م. ظهور می‌کند". او در کتاب خود، به برخی نشانه‌های پیش از ظهور و زمان روی دادن آن اشاره می‌کند. از جمله:
ـ 18 ژوئن تا 24 ژوئن 2007، بارش بسیار زیاد باران؛
ـ 21 جولای 2007، روز جمعه،‌ روز خروج سفیانی؛
ـ 4 اکتبر 2007، شب جمعه در شب قدر، صیحه و ندای آسمانی با صدای جبرئیل؛
ـ 19 دسامبر 2007، کشتار کوفه به دست سفیانی؛
ـ 3 ژانویه 2008، کشته شدن نفس زکیّه در مکّه؛
ـ 24 ژانویه 2008، خسف بیداء؛
ـ اوّل اکتبر 2008، نزول حضرت عیسی(ع)؛
ـ 17 اکتبر 2008، فتح قدس.

جابر البلوشی، در کتاب خود: "ظهور الامام المهدی(ع) عام 2015 م. نبوءةٌ قرآینة" ظهور امام(ع) را در روز شنبه، دهم ماه محرم سال 1437 ق. بر اساس علم اعداد و حروف و با توجّه به آیات قرآن دانسته است. او بسیاری از حوادث ظهور و وقت وقوع آن را بیان کرده است، از جمله:

ـ 2010 م، ترسیم مرزهای همیشگی اسرائیل، خروج آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از عراق؛
ـ 2014 م، یک سیارة بزرگ به زمین برخورد می‌کند و باعث به وجود آمدن طوفان‌ها، زمین‌لرزه‌ها و سیل‌های زیادی در تاریخ 21/3/2014 می‌شود؛
ـ 1436 ق. خروج سفیانی، خراسانی و یمانی؛
ـ 2018 م، نزول حضرت مسیح(ع)؛
ـ 2019 خداوند ایالات متّحدة آمریکا را با دو طوفان و با یک سیارة کوچک (شهاب سنگ) نابود و ویران می‌کند.

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مذهبی, متفرقه
۱۳٩٢/۱۱/۸ .:. ٤:٠٦ ‎ب.ظ .:. یه بنده حقیر و ناچیز...

ابوراجح حلى و امام زمان

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
ابوراحج از شیعیان مخلص شهر حله، سرپرست یکى از حمام هاى عمومى آن شهر بود، بدین جهت، بسیارى از مردم او را مى شناختند. در آن زمان، فرماندار حله شخصى ناصبى به نام مرجان صغیر بود. به او گزارش دادند که ابوراجح حلى از بعضى اصحاب منافق رسول خدا (ص ) بدگویى مى کند. فرماندار دستور داد او را آوردند. آن قدر زدند که تمام بدنش مجروح گشت و دندان هاى پیشین ریخت. همچنین زبانش را بیرون آوردند و با جوالدوز سوراخ کردند و بینى اش  را نیز بریدند و او را با وضع بسیار دلخراشى به عده اى از اوباش سپردند. آنها ریسمان بر گردن او کرده و در کوچه و خیابان هاى شهر حله مى گرداندند! و مردم هم از هر طرف هجوم آورده او را مى زدند. به طورى که تمام بدنش مجروح شد، و به قدرى از بدنش خون رفت و که دیگر نمى توانست حرکت کند و روى زمین افتاد، نزدیک بود جان تسلیم کند.
جریان را به فرماندار اطلاع دادند. وى تصمیم گرفت او را بکشد، ولى جمعى از حاضران گفتند:
- او پیرمرد فرتوتى است و به اندازه کافى مجازات شده و خواه ناخواه به زودى مى میرد، شما از کشتن او صرف نظر کنید و خون او را به گردن نگیرید!
به خاطر اصرار زیاد مردم - در حالى که صورت و زبان ابوراجح به سختى ورم کرده بود - فرماندار او را آزاد کرد. خویشان او آمدند و نیمه جان وى را به خانه بردند و کسى شک نداشت که او خواهد مرد.
اما فرداى همان روز، مردم با کمال تعجب دیدند که او ایستاده نماز مى خواند و از هر لحاظ سالم است و دندان هایش در جاى خود قرار گرفته و زخم هاى بدنش خوب شده و هیچ گونه اثرى از آن همه زخم نیست. و با تعجب از او پرسیدند:
- چطور شد که این گونه نجات یافتى و گویى اصلا تو را کتک نزدند؟!
ابوراجح گفت:
- من وقتى که در بستر مرگ افتادم، حتى با زبان نتوانستم دعا و تقاضاى کمک از مولایم حضرت ولى عصر(عج ) نمایم. لذا تنها در قلبم متوسل به آن حضرت شدم و از آن حضرت درخواست عنایت کردم.
وقتى که شب کاملا تاریک شد، ناگاه خانه ام نورانى گشت. در همان لحظه، چشمم به جمال مولایم امام زمان (عج ) افتاد، او جلو آمد و دست شریفش را بر صورتم کشید و فرمود:
- برخیز و براى تاءمین معاش خانواده ات بیرون برو و کار کن. خداوند تو را شفا داد.
اکنون مى بینید که سلامتى کامل خود را باز یافته ام.
خبر سلامتى و دگرگونى شگفت انگیز حال او - از پیرمردى ضعیف و لاغر به فردى سالم و قوى - همه جا پیچید و همگان فهمیدند.
فرماندار حله به ماءمورینش دستور داد ابوراجح را نزد وى حاضر کنند. ناگاه فرماندار مشاهده نمود، قیافه ابوراجح عوض شده و کوچکترین اثرى از آنهمه زخم ها در صورت و بدنش دیده نمى شود! ابوراجح دیروز با ابوراجح امروز قابل مقایسه نیست.
رعب و وحشتى تکان دهنده بر قلب فرماندار افتاد، او آن چنان تحت تاءثیر قرار گرفت که از آن پس، رفتارش با مردم حله (که اکثرا شیعه بودند) عوض شد. او قبل از این جریان، وقتى که در حله به جایگاه معروف به ((مقام امام (عج ))) مى آمد، به طور مسخره آمیزى پشت به قبله مى نشست تا به آن مکان شریف توهین کرده باش؛ ولى بعد از این جریان، به آن مکان مقدس مى آمد و با دو زانوى ادب، در آنجا رو به قبله مى نشست و به مردم حله احترام مى گذاشت. لغزش هاى ایشان را نادیده مى گرفت و به نیکوکاران نیکى مى کرد. ولى این کارها سودى به حال او نبخشید، پس از مدت کوتاهى درگذشت.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مذهبی
۱۳٩٢/۱۱/۳ .:. ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ .:. یه بنده حقیر و ناچیز...
درباره وبلاگ

ای یوسف زهرا ! جهانی در انتظار توست و تو در انتظار آنی که ما به خویش بازگردیم .. اللهم عجل لولیک الفرج