منتظران قائم(عج)
دینی-مذهبی-علمی




لینک دوستان
لوگوی همسنگران
معبر سایبری بی سنگر

طراح قالب
معبر سایبری بی سنگر

مرحوم کلینی و شیخ طوسی از زهری نقل کرده اند که گفت: بسیار و مدتها در طلب حضرت مهدی بودم ، و در این راه اموال فراوانی (در راه خدا) خرج کردم و به هدف نرسیدم، تا اینکه به خدمت محمد بن عثمان (دومین نایب خاص امام زمان در عصر غیبت صغری) رسیدم ، و مدتی در خدمت او بودم تا روزی از او التماس کردم که مرا به خدمت امام زمان  ببرد، او پاسخ منفی داد، بسیار تضرع کردم ، سرانجام به من لطف کرد و فرمود: فردا اول وقت بیا، وقتی فردای آن روز، اول وقت به خدمت او رفتم ، دیدم همراه جوانی خوش سیما و خوشبو می آید، به من اشاره کرد این است آنکه در طلبش هستی . به خدمت امام زمان رفتم و آنچه سوال داشتم مطرح کردم و جواب مرا فرمود، تا به خانه ای رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر او را ندیدم . در این ملاقات دوبار به من فرمود: از رحمت خدا دور است کسی که نماز صبح را به تاخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشود، و نماز مغرب را تاخیر اندازد تا ستاره دیده شوند.
داستان صاحبدلان / محمد محمدی اشتهاردی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مذهبی, داستان و حکایت, امام زمان(عچ)
۱۳٩۳/٢/۱٧ .:. ٢:٤٦ ‎ب.ظ .:. یه بنده حقیر و ناچیز...
درباره وبلاگ

ای یوسف زهرا ! جهانی در انتظار توست و تو در انتظار آنی که ما به خویش بازگردیم .. اللهم عجل لولیک الفرج